برای یلدا
نوشته شده توسط Angel پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که دقیقهای بیشتر، این در كنار هم بودن را باید جشن گرفت. شب یلدا برای ما یکی از زیباترین یادگاریهای بجا مانده از گذشتههاست.
رسمی که از گذشتههای دور جریان داشته و با وجود زندگی در دنیای پر هیاهو و ماشینی امروز، همچنان با شکل و رنگی متفاوت جذابیت و تداوم یافته است.
چیست این فلسفه یلدا. میدانم آنقدر دوست داشتنی و پر برکت است که به حق، برکتش از آن حضور و دعاهای خیر مادربزرگها و پدر بزرگها بر سر سفره یلدایمان بوده است. بركتش همان جمع بودن در كنار كُرسی گرمی كه سوز سرمای زمستانی را در آن سوی پنجرهها از یاد میبردی و شنوای داستانها و خاطرات شیرینشان میشدی. ما نیز با وجود بچگیمان سعی میکردیم، دریابیم که چرا یلدا طولانیترین شب سال میباشد و چرا اصلا نامش یلداست؟ با همان افکار کودکانه وقتی به سیب سرخ گاز میزدیم، در این اندیشه بودیم كه امشب بیشتر از همه شبهایی كه فردایش به مدرسه میرویم؛ میخوابیم. ولی ناگهان چه زود صبح میشد. انگار کوتاهتر از همه شبهای دیگر بود این یلدا.
انار صددانه یاقوت دسته به دسته ...
در هنگامهی یلدا، شهر چه حال و هوایی داشت. همه جا مردم در آمد و شد بودند تا تدارک این شب عزیز را ببینند. هر جا که سرک میکشیدی، عطر و بوی یلدا را حس میکردی. چه بود عطرش؟ همان شلوغیها و بیتابیهای مردم را میگویم. همان «هندونه شب یلدا یادت نره» را میگویم. همان چینش منظم و مرتب میوهها در پیشخوان میوه فروشیها. گمان میکنم میوهفروش، آنها را با دستمال خوب براق و درخشان میکرد تا چشمان هر نظارهگری از نفوذ برقشان گریزی نداشته باشد و برای خریدشان پا پیش بگذارد.
دلت میخواهد بتوانی از همه آنها بخری. میگویند در این شب، باید از همه میوهها خورد تا همه سال سالم و تندرست زیست. آنوقت بیماری و کسالت به سراغت نمیآید. انار سرخ را که میبینی بیاراده عطرش میکنی و تازگی این عطر را تا کالبد جسمت فرو میبری. شاید میخواهی از این همه دغدغه با طراوتش تو هم نفسی تازه کنی.
یادی از گذشتگان...
هر سال در کنار نزدیکترین عزیزانمان به استقبال یلدا میرفتیم. یاد میکنیم از کسانی که همواره در کنارشان بودیم، ولی امسال باید این جشن را بدون حضورشان برگزار کنیم. از برخی دور هستیم و برخی نیز راهی دیار باقی شدهاند. برای از دست رفتگانمان، آرامش روح و برای عزیزانی که از آنها به هر دلیلی دور هستیم؛ آرزوی سلامتی و تندرستی و برای خانوادههایمان آرزوی شادی و سرور. برای آنها كه دل تنگشان هستیم یك بغل محبت و عشق نثارشان میكنیم و یاد همگان را گرامی و زنده میداریم.

کلام آخر با لسان الغیب ...
همه یلداهای عمرمان با خوشحالی از دیوان سخنگویت؛ ابیاتی را جستیم. تو نیز با بزرگواری هر یلدا جوابمان را با الفاظی خوش دادی. یكبار دیگر در این یلدا نیز میگوئیم:
... يا خواجه حافظ شيرازي!
تو كاشف هر رازي... بر ما نظر اندازي... تو را به جان شاخه نباتت قسم ..................
چه داری در غزلهای زیبایت، چه میگویی با ما در شب یلدایی که به آرامی ساعاتی دیگر به آن نزدیک میشویم. این بار نیز با مهر همراهیمان نما.

دست نوشتهها




