پنجشنبه 18 شهریور | پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۸۹

پادشاه و سنگ

stone
در روزگاران قدیم، پادشاهی تخته سنگی را وسط جاده‏ای قرار داد و برای این كه عكس‏العمل‏های مردم را ببیند؛ خودش را در گوشه‏‏ای پنهان ساخت

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه، بی‏تفاوت از كنار تخته سنگ می‏گذشتند. بسیاری هم غرولند می‏كردند كه این چه شهری است كه نظم ندارد. حاكم شهر چه آدم بی عرضه ای است. با وجود این، هیچكس تخته سنگ را از وسط جاده بر نمی‏داشت.

نزدیك غروب یك روستایی كه باری از میوه و سبزیجات را به دوش داشت؛ به سمت تخته سنگ رفت. بارش را زمین گذاشت و به زحمت تخته سنگ را از وسط جاده به كناری برد. ناگهان كیسه‏‏ای را دید كه در همانجا و زیر تخته سنگ بود؛ كیسه را باز كرد و داخل آن سكه‏های طلا و یك یادداشت پیدا كرد. پادشاه در آن یادداشت نوشته بود:

«هر سد و مانعی می‏تواند یك شانس برای تغییر زندگی باشد.»

نكته) در جایی خوانده‏ا‏م كه قطعه سنگی كه مانع راه اشخاص ضعیف و درمانده است در راه انسانهای توانمند و صاحبان اراده به منزله پله‏ای می‏شود كه آنها را به طرف ترقی و تعالی سوق می‏دهد. پس هر یك از این موانع می‏توانند فرصت‏هایی برای رشد و صعود ما باشند.

(برگرفته از كتاب مشكلات را شكلات كنید)

0 نظر فرستاده شده

نظر خود را بنویسید


busy
samatv
222bc
farsicrc