پنجشنبه 18 شهریور | پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۸۹

ساعت آفتابی

sateaftabi1

روزی یك مبلغ مذهبی كه در یكی از روستاهای برزیل كار می‏كرد هنگام اتمام تعطیلاتش و بازگشت به روستا با خود یك ساعت آفتابی نیز آورد.

او می‏خواست با كمك این ساعت تعیین زمان و ساعت دقیق شبانه روز را به روستاییان یاد بدهد. ساعت خریداری شده را پیش كدخدا می‏برد و پیشنهاد می‏كند كه آن را در مركز روستا نصب كند.

روستاییان با دیدن ساعت آفتابی به وجد و سرور می‏آیند. هیچیك از آنان پیش از آن در عمر خود چنین ساعتی را ندیده بودند.

دفعه بعد او هنگام بازگشت به روستا با منظره عجیبی روبرو می‏شود. اهالی روستا دور هم جمع شده بودند و برای حفظ ساعت از گزند آفتاب بر روی آن یك سقف محكم ساخته بودند.

نكته: شاید به روستاییان بخندید، اما بسیاری از ما همان كاری را با خود می‏كنیم كه روستاییان با ساعت آفتابی می‏كنند. برای حفاظت از خود از گزند حوادث ترجیح می‏دهیم در منطقه راحتی و آسایش خود بمانیم و آن را ترك نكنیم، اما متوجه نیستیم با این كار علت وجودی خود را از دست می‏دهیم، بجای رشد و بالندگی، امنیت را انتخاب می‏كنیم و با این انتخاب از رسالت واقعی خود دور می‏شویم. می‏گویند: كشتی‏ها در بندر از امنیت خاص برخور دارند اما كشتی‏ها برای آن ساخته نشده‏اند كه در بندر بمانند.

برگرفته: كتاب مشكلات را شكلات كنیم

او می‏خواست با كمك این ساعت تعیین زمان و ساعت دقیق شبانه روز را به روستاییان یاد بدهد. ساعت خریداری شده

0 نظر فرستاده شده

نظر خود را بنویسید


busy
samatv
222bc
farsicrc