پنجشنبه 18 شهریور | پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۸۹

درك امور

001 دو فرشته مسافر، برای گذراندن شب، در خانه یک خانواده ثروتمند فرود آمدند. این خانواده رفتار نامناسبی داشتند و دو فرشته را به اتاق مجلل میهمانانشان راه ندادند، بلکه زیر زمین سردِ خانه را در اختیار آنها گذاشتند. فرشته پیرتر در دیوار زیرزمین، شکافی دید و آن را تعمیر کرد. وقتی که فرشته جوانتر از او پرسید چرا چنین کاری کردی، او پاسخ داد:" همه امور بدان گونه که نشان داده می‏شوند نیستند."

شب بعد، این دو فرشته به خانه یک خانواده فقیر ولی بسیار مهمان‏نواز رفتند. بعد از خوردن غذای ساده‏ای که آنها داشتند؛ زن و مرد فقیر، رختخواب خود را برای استراحت در اختیار دو فرشته گذاشتند.

صبح روز بعد فرشتگان، زن و مرد فقیر را در حالی که گریه می‌کردند دیدند. گاو آنها که شیرش تنها وسیله امرار معاششان بود، در مزرعه مرده بود.

فرشته جوان ناراحت شد و از فرشته پیر پرسید:" چرا گذاشتی چنین اتفاقی بیفتد؟ آن خانواده اولی همه چیز داشتند و با این حال تو کمکشان کردی، اما این خانواده دارایی اندکی داشتند و تو گذاشتی که گاوشان هم بمیرد."

فرشته پیرتر پاسخ داد:" وقتی که در زیرزمین آن خانواده ثروتمند بودیم، دیدم که در شکاف دیوار، کیسه‏ی طلا وجود دارد. از آنجا که آنان بسیار حریص و بد دل بودند، شکاف را بستم و طلاها را ازدیدشان مخفی کردم. دیشب وقتی در رخت خواب زن و مرد فقیر خوابیده بودیم، فرشته مرگ برای گرفتن جان زن فقیر آمد و من به جایش آن گاو را به او دادم. همه امور بدان گونه که می‌نمایند نیستند و ما گاهی اوقات، با قضاوت‏هایمان خیلی دیر به این نکته پی می‌بریم."

0 نظر فرستاده شده

نظر خود را بنویسید


busy
samatv
222bc
farsicrc