"مرزها ممكنه ما را از هم جدا كنند، ولی امید ما را متحد میكند."
این فیلم براساس رُمانی از «جان بُین» (John Boyne) ساخته شده است.
پسری با پیژامۀ راهراه، داستان زیبایست كه اتفاقات وحشتناك همهسوزی در آلمان نازی را از دید یك كودك ۸ ساله، كه فرزند یك افسر نازی است، به صورت خیلی خاص و ملموس به تصویر میكشد. وقتی كه پدرش(«دیوید ثولیس» David Thewlis) ترفیع درجه میگیرد، خانوادهاش از برلین به خانهای مجزا در حومۀ شهر نقل مكان میكنند. اولین چیزی كه «برونوی» جوان (Asa Butterfield) را مورد توجۀ خود قرار میدهد، منظرۀ مزرعهایست كه از پنجرۀ اطاقش پیداست! مزرعهای كه پر است از آدمهایی عجیب و غریب كه همگی پیژامه پوشیدهاند!!! او بسیار مشتاق شده بود كه دربارۀ این آدمها عجیب بیشتر بفهمد و این در حالی بود كه به تازگی مادرش («ورا فارمیگا» Vera Farmiga) متوجه شده بود، مزرعهای كه «برونو» دربارهاش صحبت میكند در واقع زندان یهودیانی است كه پدرش آن را هدایت میكند! مادرش، «برونو» را از هرگونه كنجكاوی و بازی در آن حوالی ممنوع كرده بود. پنجرۀ اطاقش را مسدود كردند و محل بازیاش را خیلی محدود!
بعلاوۀ این محدودیتها و نداشتن همبازی، پدرش معلمی را برای «برونو» و خواهرش «گریتل» به خانه دعوت میكند كه آنها را با اصول نازیها آشنا كند! «گریتل» (Amber Beattie) بخاطر سن و سالش و احتمالا بخاطر علاقهاش به یكی از سربازان خانهشان، سریعاً این موضوعات را میپذیرد و قبول میكند. درهرحال، «برونو» كه از ماجراجویی لذت میبرد و در این موضوع درس جدید بیعلاقه، سعی در شناخت دوروبر خود دارد.
سرانجام، خستگی و روحیۀ اكتشافی او، هر دو با هم بر او غالب شده و او این خطر را به جان میخرد و برای بازی به منطقۀ ممنوعه میرود؛ ازموانعی كه سر راهش است میگذرد و در آخر راه، پسر بچۀ یهودیی را كه هم سن خودش هم هست میبیند كه در پشت سیمهای خاردار به عنوان زندانی قرار گرفته است. با ایجاد ارتباط با این پسر بچه و خدمتكار یهودیشان در خانه، «برونو» كمكم با دنیای دوروبرش آشنا میشود و حرفهای معلم برایش معنیدار میشود. درهمین زمان، وقتی علاقۀ خواهرش به اصول نازیگری هم بیشتر میشد، مادرش بالاخره متوجه ترس و وحشتی كه در داخل اردوگاه زندانیان شكل میگرفت شد و این باعث ایجاد مشاجراتی بین مادر و پدرش گردید. «برونو» میبایست تصمیم خود را بگیرد كه به پدر و كشورش وفادار باشد و یا به این گروه ترد شده و به طور خاص «سموئیل»! و در این راه همگی درسهای تلخ و سختی را یادگرفتند.
«پسری با پیژامۀ راهراه» فیلمیست زیبا، تاثیرگذار و عمیق. برای خود من، این فیلم، خود سخنگوی اهمیت تاریخی و یادآور فجایع همهسوزی یهودیان (هُلُكاست-Holocaust) بود. یادآور ارزش و اهمیت زندگی انسانی است و این مسئلۀ مهمی برای جامعۀ كنونی ما هست و خواهد بود.
من نمیتوانم تاثیرات اینگونه وقایع را بر روی زندگی امروزمان كم اهمیت ببینم! تصور اینكه موجودیت خدا از جامعه كنار گذاشته شود بسیار ترسناك است و دركنار آن تعالیم غلط و دنیوی «الهیات انسانی» كه امروز كودكان ما با آن مواجه هستند. همچنین در این فیلم حقایق و درسهای با ارزش دیگری نیز نهفته بود. كلام خدا در «متی ۱۸:۳» میفرماید:
متی ۱۸:۳
تا دگرگون نشوید و همچون کودکان نگردید، هرگز به پادشاهی آسمان راه نخواهید یافت!
موقعیت اجتماعی «برونو»، او را از واقعیت خشن دنیا اطرافش محفوظ كرده بود، ولی این موضوع درواقع به او این اجازه را هم داد كه حقیقت را ببیند و خوب و بد را از هم تشخیص دهد و به سوی افراد بیگناه بشتابد! از طرف دیگر، خواهرش با وجود جوانی، هنوز از «برونو» بزرگتر بود و نسبت به نفوذ دنیای اطرافش بیشتر تاثیرپذیر؛ و این باعث شده بود كه همه چیز را بدون چون و چرا بپذیرد كه این خود قسمتی از كلام خدا را به یاد ما میآورد:
اول تسالونیكیان ۵:۲۱-۲۲
همهچیز را بیازمایید؛ آنچه را نیکوست، بهچنگ بگیرید. از هرگونه بدی دوری کنید.
به نظر من این یكی از دلایل اولیهای است كه ما باید كلام خدا را خوب بدانیم و به طور مرتب مطالعه و تفتیشش كنیم؛ اگر در كلام خدا ریشه بدوانیم، هر زمان كه از طرف خانواده، جامعه و یا دولت مورد نفوذ قرار گرفتیم، دیدگاه جهان كه در نبرد با مسیحیت هست را بهتر درك خواهیم كرد. درهرحال، به نظر من این وظیفۀ ماست كه همه چیز را از نقطه نظر كلام خدا بررسی كنیم.
دوم قرنتیان ۱۰:۵
ما استدلالها و هر ادعای تکبّرآمیز را که در برابر شناخت خدا قد علم کند ویران میکنیم و هر اندیشهای را به اطاعت از مسیح اسیر میسازیم.
از نظر حرفهای، كیفیت فیلم بسیار خوب بود. بازی «ورا فارمیگا» به عنوان مادر «برونو» بطور خاص بسیار برجسته بود كه ثابت كرد او بازیگر قابل قبولی است و میتواند احساسات و عمق شخصیت خود را به صورتی روان به نمایش بگذارد.
برای من خیلی عجیب بود كه در ابتدای فیلم، خواهر «برونو» را در حال دعا كردن در نام مسیح نشان دادند و انعكاس اینكه در طول فیلم چطور شخصیتش تغییر كرد.
خشونت فیزیكی واقعی در بیشتر جاهای فیلم دیده نمیشود، زدوخورد و كشتار در خارج از پرده اتفاق میافتند البته در چند جا بعضی خشونتها به صورت كمرنگ و فشار نیروهای نازی بر خانوادههای یهودی دیده میشود. همچنین صحنههایی از دود دیده میشود كه نشانگر سوزاندن افراد میباشد. تماشاگرانی كه دربارۀ «همهسوزی یهودیان» مطالعاتی داشتهاند این را از قبل میدانند، البته بینندۀ جوان هم میتواند با دنبال كردن شخصیتها این را متوجه شود. درحالی كه میزان خشونت نشان داده شد بسیار كم است، ولی با این حال، اقدامات وحشیانه تا اندازهای قابل درك هستند و بطور خیلی واقعی و زنندهای احساس میشود و به همین خاطر برای تماشای كودكان نامناسب میباشد. من پیشنهاد میكنم كه والدین اول این فیلم به تنهایی ببینند و با صلاحدید خود به كودكانشان اجازۀ دیدن را بدهند.
مطمئناً این فیلم تاثیر بسیاری را بر روی بیننده خواهد گذاشت و من احساس میكنم حالا بهتر و بیشتر دربارۀ آن اتفاقات میدانم. این داستان بیشتر از یك فیلم بود، و در حقیقت تجربهای با ارزش بود. من مطمئن نیستم كه میتوانم بگویم از فیلم لذت بردم، ولی دوستش داشتم و این چیزی نیست كه شما بتوانید كامل درك كنید تا زمانی كه فیلم را خودتان ببینید و امیدوارم كه ببینید! .
|