كتابهاى مقدس مسيحيان كدام است ؟
چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۸

دوست گرامى؛ اكنون به سوال شما در مورد كتابهای مقدس مسيحيان پاسخ خواهم داد .بطوريكه میدانيد از زمان قديم يهوديان و مسيحيان " اهل كتاب " ناميده میشدند و در واقع اين عنوان بسيار شايسته و بجا میباشد زيرا كه يهوديان و مسيحيان علاقه عميق خود را به حفظ و حراست كتاب مقدس خود ثابت كرده اند .
كتابهايى كه مسيحيان آنها را "مقدس " ميدانند كدامند ؟ كتاب مقدس مسيحيان شامل ۶۶ كتاب ميباشد كه در يك جلد جمع آورى گرديده و مجموعا كتاب مقدس خوانده ميشود . كتاب مقدس دارای دو قسمت به نام عهد عتيق و عهد جديد ميباشد .اكنون در باره اين دو قسمت بطور جداگانه بحث خواهيم نمود .
– عهد عتيق
اين قسمت شامل ۳۹ كتاب جداگانه است كه تمام آنها به عنوان كتاب مقدس مورد قبول يهوديان و مسيحيان میباشد.اين كتاب به زبان عبرى توسط نويسندگان مختلف در دوره بيش از هزار سال به رشته تحرير در آمده است. پنج كتاب اول به نام تورات و يا كتابهاى پنجگانه معروف هستند . مطالب اين پنج كتاب توسط موسى و عده ديگرى كه بوسيله خدا هدايت ميشدند از مدارك قديمى جمع آورى و نوشته شد . اولين كتاب (پيدايش) نام دارد با شرح آفرينش جهان توسط خدا شروع ميشود و درباره آدم و حوا و نوح وطوفان سخن ميگويد . همچنين براي ما نقل ميكند كه ابراهيم چگونه به فرمان خدا وطن خود را كه در عراق بود در حدود دو هزار سال قبل از ميلاد ترك كرد و به فلسطين يعنى سرزمينى كه خدا وعده داده بود به او بدهد رفت . اين كتاب زندگى اسحق و يعقوب و يوسف را كه بوسيله برادرانش به غلامى در مصر فروخته شد و بعدا وزير فرعون گرديد شرح ميدهد . چهار كتاب ديگر تورات بيان ميكند كه خدا چگونه به موسى قدرت عطا فرمود تا قوم اسرائيل كه از نسل دوازده فرزند يعقوب ( اسرائيل ) بودند رهبرى نمايد . چگونه تقريبا در سنه ۱۳۰۰ قبل از ميلاد آنان را از مصر بيرون آورده و به سرزمين فلسطين هدايت نمود . اين كتابها همچنين شامل تمام قوانينی است كه خدا در كوه سينا توسط موسى به قوم خود اسرائيل عطا فرمود .بعد از تورات چند كتاب تاريخى وجود دارند كه شرح ميدهند چگونه قوم اسرائيل تحت رهبرى يوشع ابن نون فلسطين را فتح ميكند و چگونه خدا سموئيل نبى را ميفرستد تا در حدود سال ۱۰۰۰ قبل از ميلاد داود را به پادشاهى اسرائيل تدهين نمايد. 
اين كتابها به ما ميگويند كه داود كه هم پادشاه بود و هم نبى چگونه تمام دشمنان خود را شكست داد و چگونه پسرش سليمان معبدى براى عبادت خدا در اورشليم بنا كرد . بعد از سليمان ؛ كشور به دو قسمت تقسيم شد و فرزندان او بر قبيله يهودا در اورشليم حكمرانى كردند تا بالاخره اورشليم در سال ۵۸۶ قبل از ميلاد بوسيله سپاهيان پادشاه بابل فتح شد . بسيارى از يهوديان اسير گشته به عراق و ايران برده شدند و بعد از پنجاه سال كورش شاهنشاه ايران بابل را تسخير نمود . يهوديان اسير را تشويق و هدايت نمود تا به اورشليم برگردند و معبد خدا را كه ويران شد ه بود مجددا بنا نمايند .آنان اين كار را انجام دادند ولى بعد از۵۸۶قبل از ميلاد ديگر پادشاهى از نسل داود بر يهود حكمرانى نكرد زيرا فلسطين تحت تسلط بيگانگان بود . بعد از كتابهاى تاريخى عهد عتيق كتابهاى اشعار قرار دارند كه از آنجملهاند : كتابهاى ايوب ؛ مزامیر داود؛ امثال سليمان و غيره . سپس به شانزده كتاب به قلم انبيا مختلف ميرسيم كه از آنجملهاند :اشعيا؛ ارميا؛ حزقيال ؛ دانيال ؛ ميكا ؛ زكريا و ملاكى . غالب اين انبيا بين سالهاى ۸۰۰ تا ۴۰۰ قبل از ميلاد در يهوديه زندگى ميكردند . چنين به نظر ميرسد كه بعد از ملا كى نبى (تقريبا ۴۳۰ قبل از ميلاد ) تا زمان ظهور يحيى تعميد دهنده در حدود ۲۶ ميلادى خدا پيامبر ديگرى نفرستاده است .
- عهد جديد
تعداد كتابهايى كه عهد جديد را تشكيل ميدهند ۲۷ كتاب است. اين كتابها به زبان يونانى بوسيله تقريبا ده نويسنده مختلف در مدت پنجاه سال بعد از مرگ و قيام عيسى مسيح به رشته تحرير در آمد . اصطلاح عهد عتيق اشاره اى است به پيمانی كه خدا توسط موسی با قوم جديد خود یعنی اسرائیل منعقد كرد (خروج ۲۴: ۱-۸). عهد جدید اشارهای است به پیمان خدا با قوم جدید خود یعنی كسانی كه به مسیح ایمان میآورند (ارمیا ۳۱:۳۳ و لوقا ۲۲:۲۰)
چهار كتاب اول عهد جديد "انجيل " ناميده ميشوند كه به زبان يونانى بمعنى مژده يا خبر خوش ميباشد . اين كتابها بوسيله چهار نويسنده مختلف نوشته شدهاند و هركدام خود كتاب جداگانهاى در مورد زندگى و تعليمات عيسى مسيح ميباشد . اين اناجيل با يكديگر تناقضى ندارند بلكه مكمل يكديگر هستند و مانند چهار عكس ميباشند كه از يك شخص در چهار جهت مختلف گرفته شده باشند . غالبا عهد جديد را نيز انجيل مينامند.
پنجمين كتاب عهد جديد اعمال رسولان ميباشد . اين كتاب طرز انتشار و توسعه ايمان مسيحى را از اورشليم تا به روم در مدت سى سال بعد از مرگ عيسى مسيح بيان مينمايد. اين كتاب مخصوصا كارهاى دو نفر از رسولان مسيح يعنى پطرس و پولس را شرح ميدهد.
سپس به بيست و يك نامه ميرسيم كه غالبا توسط پولس رسول و پطرس رسول و يوحناى رسول نوشته شده اند. اين نامه ها به گروههاى مسيحى بعضى از شهرهاى امپراطورى روم يا به افراد نوشته شده اند . در اين نامه ها توضيح داده شده است كه مسيحيان چه ايمانی بايد داشته باشند و چگونه بايد زندگى كنند . آخرين كتاب كه مكاشفه نام دارد روياهايى را كه يوحناى رسول ديد بيان ميكند. اين كتاب نشان ميدهد كه چه تنبيههايى در انتظار بى ايمانان است و همچنين پيروزى نهايى عيسى مسيح و جلال ملكوت ابدى خدا را تشريح مينمايد. اگرچه هم يهوديان و هم مسيحيان كتابهاى عهد عتيق را ميپذيرند ولى يهوديان عهد جديد را از طرف خدا نميدانند.
شايد اكنون مايل باشيد بدانيد كه مقصود مسيحيان از كتاب مقدس يا كتابى كه از طرف خدا ميدانند چيست . قبل از هر چيز بايد دانست كه ما مسيحيان عقيده نداريم كه خدا مطالب اين كتابها را به نويسندگان مختلف آن ديكته كرد همانطور يكه رئيس اداره اى نامه اى را به منشى خود ديكته ميكند . زيرا وقتى اين كتابهاى مختلف را ميخوانيم متوجه ميشويم كه از نظر سبك و روش نويسندگى تفاوت زيادي دارند . داود مانند سليمان ننوشت و همچنين سبك پولس با يوحنا تفاوت داشته است . در اين صورت ممكن است اين سوال پيش آيد كه آيا اين كتابها هم كه توسط افراد نوشته اند مانند ساير كتابهايى كه مردم نوشتهاند علاوه بر حقايق شامل اشتباهاتى هم هست؟
بهيچوجه اينطور نيست . زيرا هرچند اين كتابها توسط افراد انسانى تاليف شده اند؛ مسيحيان آنها را كلام خدا ميدانند و معتقدند خدا بوسيله روح خود طورى
اين نويسندگان را هدايت كرد كه نوشته آنها كاملا صحيح است . ما ايمان داريم كه خدا حقايق الهى و اراده مقدس خود را به انبيا شناسانيد تا آنان بتوانند پيغام او را بگوش مردم برسانند . به همين طريق خدا حقيقت خويش را به مردمى كه خود انتخاب نمود تا اين كتب را بنويسند شناسانيد. هريك از نويسندگان با قلم خويش و خصوصيات انسانى خود تحت تسلط و راهنمايى روح خدا، كلام او را براي ما نوشت. در انجيل مقدس يا عهد جديد چنين ميخوانيم : " زيرا نبوت به اراده انسان هرگز آورده نشد بلكه مردمان بروح القدس مجذوب شده از جانب خدا سخن گفتند " (دوم پطرس۱:۲۱). آنها پيام خدا را بيان كردند و همچنين آنرا نوشتند. كتاب مقدس كلام نوشته شده خداست.
بنابراين ما مسيحيان عقيده داريم كه كتاب مقدس با ديگر كتابهاى جهان تفاوت كلى دارد . ما ايمان داريم كه آنچه بايد درباره خدا بدانيم در اين كتاب يافت ميشود و بوسيله اين كتاب وظيفه خود را نسبت به خدا و همنوعان بخوبى ميفهميم. زيرا اين كتاب در مورد نجات دهنده يعنى عيسى مسيح سخن ميگويد كه تنها كسى است كه ميتواند انسان گناهكار را عوض كند و دنيا را بصورتى در آورد كه خدا ميخواهد.
اكنون چند نكته را تشريح مينمايم :
۱ –اولين نكته اين است هرچند در تمام جهان فرقههاى مختلف وجود دارد ولى همه آنان متفقا به درستى و حقانيت اين ۶۶ كتاب ايمان دارند و اين كتابها را راهنماى منحصر به فرد در مورد اعتقادات و روش زندگى ميدانند.
۲ –مسيحيان هرگز معتقد نيستند كه كتابهاى بعدى كتابهاى قبلى را منسوخ كرده و يا جاى آنها را گرفته اند؛ مثلا ما عقيده نداريم كه انجيل جاى تورات را گرفته است . عيسى فرمود : " گمان مبريد كه آمدهام تا تورات يا صحف انبيا را باطل سازم . نيامده ام تا باطل نمايم بلكه تا تمام كنم. (متی ۵:۱۷). همانطور ك ه در مدرسه كتابهايى كه كلاس دهم تدريس ميگردد هرگز كتابهاى كلاس پائين تر را نقض و نسخ نميكنند بلكه آنها را تكميل مينمايند ؛ به همين طريق كتب بعدى كه توسط خدا عطا شده اند كتب قبلى را باطل نميكنند؛ بلكه در مورد شناسايى حقايق الهى فهم كاملترى به انسان میبخشند. بنا بر اين ما مسيحيان تمام اين كتابها را مطالعه ميكنيم تا تمام دروسى را كه خدا ميخواهد به ما تعليم دهد بخوبى بياموزيم . اگر شخصى كتابى بنويسد با فرمايشات خدا در كتاب مقدس مطابقت نداشته باشد ؛ براى ما واضح است كه چنين كتابى از طرف خدا نيست زيرا خدا هرگز بر خلاف كلام خود چيزى نميگويد.
۳ –اگر به شما گفته باشند كه مسيحيان كتاب مقدس خود را عوض يا تحريف كردهاند و كتبى كه اكنون در دست مسيحيان است معتبر نيست ؛ بايد به شما اطمينان بدهم كه اين اتهام به هيچ وجه پايه و اساسى ندارد . مسيحيان كتاب مقدس خود را دوست ميدارند و هرگز به افراد شرير اجازه نميدهند كه آنرا از بين ببرند و يا تغييراتى در آن بدهند . به علاوه امروز نسخههاى خطى كتاب مقدس بزبان يونانى وجود دارد كه بيش از ۱۶۰۰ سال از عمر آن ميگذرد و ترجمههاى فعلى كتاب مقدس از روى همين نسخه هاى قديم انجام ميشود . خداوند كلام خود را به جميع بنى نوع بشر عطا فرموده است .
مسيحيان سعى بليغ كردهاند كه تمام كتاب مقدس يا قسمتى از آنرا به تمام زبانهاى جهان ترجمه نمايند تا هر كسى بتواند بزبان مادرى خود بخواند . كتاب
مقدس يا قسمتهايى از آن به بيش از ۱۶۰۰ زبان مختلف جهان ترجمه و منتشر گرديده است . در تمام زبانها پيغام خدا يكى است . آيا ميدانستيد كه كتاب مقدس سالانه بيش از هر كتاب ديگرى در جهان منتشر و توزيع ميگردد؟ مطمئنا اگر مردم معتقد بودند اين كتاب كاذب و نادرستى است ؛ هرگز اينقدر خواهان نميداشت. از اين گذشته غير ممكن بنظر ميرسد كه خدا كلام خود را براى راهنمايى به بشر ببخشد و بعد اجازه دهد عوض شود تا آدميان گمراه شوند . خير ؛ خدا خودش كلام مقدس را هزاران سال از هرگونه دخل و تصرف و تغييرى حفظ كرده و خواهد كرد . از اينرو اين كتاب كاملا قابل اعتماد ميباشد.
۴ –يكى از نكات عجيب و جالب در مورد ۶۶ كتاب كتاب مقدس اين است كه گرچه اين كتابها بوسيله نويسندگان متعدد و در زمانهاى مختلف در دورهاى بالغ بر هزار و پانصد سال به رشته تحرير در آمد پيام همه آنها يكي است . اين كتاب ميگويد خدا كيست و از بشر چه ميخواهد و براى نجات بشر گناهكار چه كرده است . اين موضوع نشان ميدهد كه مولف واقعى اين كتابها خداست نه اشخاصى كه آنها را نوشته اند.
۵–نكته قابل توجه ديگر در مورد كتاب مقدس اين است كه فهميدن آن آسان ميباشد. گرچه اين كتاب در مدتها قبل به زبانهاى قديمى نوشته شده است ملى ميتواند به هر زبان امروزى جهان ترجمه شود و هر شخص نوسوادى قادر است پيام آنرا بفهمد . من بارها در مورد مردان و زنان دورافتاده ترين نقاط جهان شنيدهام كه بدون هيچ معلمى فقط با مطالعه قسمتى از كتاب مقدس خدا را شناخته و از گناهان خويش نجات يافته اند . البته استادان برجستهاى جهت كمك به شناسانيدن كلام خدا و ترقى و تكامل روحانى ؛ كتابهايى نوشته اند و شوراهاى كليساهاى مسيحى اعتقاد نامه هايى تنظيم نموده اند كه راه راست و حقيقت را به ايمانداران نشان ميدهد . ولى معمولا اگر شخصى كتاب مقدس را دقيقا مطالعه كند ملاحظه خواهد نمود كه اين كتاب خودش مطالب خود را توضيح ميدهد و روشن ميسازد . كتاب مقدس آنچه را كه براى شناسايى خدا لازم داريم به ما مياموزد و اطلاعات كافى در باره نجات و وظيفه ما نسبت به خدا و مردم در اختيار ما ميگذارد . بنابراين هر فرد مسيحى داراى اين مزيت و وظيفه است كه كتاب مقدس را مطالعه كند و با كمك ديگر مسيحيان و با راهنمايى روح القدس آنرا براى خود تفسير نمايد . بسيارى ازمسيحيان عادت دارند كه هر روز قسمتي از كتاب مقدس را مطالعه نموده و در اطراف تعاليم آن به بررسى و تفكر و تعمق بپردازند.
شايد تعجب كرده باشيد كه چرا ذكر نكردم كه انجيل بوسيله عيسى مسيح نوشته و يا اينكه بوسيله خدا به عيسى مسيح داده شده است . در واقع تا جايى
كه ميدانيم عيسى هيچگونه كتابى ننوشت و هيچ كتابى در دستش نداشت كه توسط خدا به او داده شده باشد .بطوريكه بعدا توضيح خواهم داد او خود كلام زنده خدا بود و خدا بوسيله شخصيت و اعمال و فرمايشات او با مردم سخن ميگفت . او تجلى و مظهر كامل خدا بود از اينرو خدا متي ؛ يوحنا ؛ پولس و ساير شاگردان را هدايت نمود تا اين كتب را كه تصويرى از عيسى مسيح است براى ما بنويسند . اين كتابها ما را يارى ميكنند تا چهره عيسى را مشاهده كنيم و پيغام خدا را كه توسط او به ما ميرسد بخوبى بشنويم.
دوست عزيزم ؛ بنابر اين از آنچه نوشته ام بخوبى ملاحظه ميفرماييد كه كتاب مقدس اهميت فراوانى دارد و بر هر كس فرض و لازم است كه آنرا دقيقا مطالعه نمايد و يا به مطا لب آن گوش فرا دهد زيرا تنها از آن ميتوان حقيقت مسيحيت و راه نجات را درك كرد . اميدوارم بزودى يك جلد كتاب مقدس تهيه نماييد و اول عهد جديد بهتر به مفهوم عهد عتيق پى خواهيد برد . اميدوارم خدا توسط هر صفحه از كلام مقدس خود با شما سخن گويد.



